مسئولیت‌پذیری شخصی چیست؟

نویسنده
تحریریه
انتشار
زمان مطالعه
۱۷ دقیقه مطالعه
مسئولیت‌پذیری شخصی چیست؟

مسئولیت‌پذیری شخصی یعنی سهم خودتان را در وضعیت زندگی و نتیجه کارهایتان بپذیرید، به تعهدهایی که داده‌اید عمل کنید و به جای توضیح دادن اینکه چرا کاری نشد، روی کاری تمرکز کنید که هنوز از دستتان برمی‌آید.

این مفهوم به معنی مقصر دانستن خود برای همه‌چیز نیست. بسیاری از عوامل، مثل شرایط اقتصادی، سلامت جسمی یا رفتار دیگران، خارج از کنترل ما هستند. فرد مسئولیت‌پذیر این عوامل را انکار نمی‌کند، اما آن‌ها را پایان ماجرا هم نمی‌داند و می‌پرسد در همین شرایط، انتخاب بعدی من چیست.

تعریف دقیق‌تر مسئولیت‌پذیری شخصی

واژه مسئولیت از «سؤال» می‌آید، یعنی مسئول کسی است که می‌توان از او پرسید. مسئولیت‌پذیری در اصل نوعی پاسخ است: هر رویدادی، چه در آن نقش داشته باشیم و چه نه، از ما پاسخی می‌طلبد و ما این پاسخ را آگاهانه و با پذیرش پیامدهایش انتخاب می‌کنیم.

در زندگی روزمره، مسئولیت‌پذیری شخصی دست‌کم سه جزء دارد:

  • مالکیت نتیجه: پذیرفتن سهم خود در آنچه اتفاق افتاده است، بدون کوچک کردن آن و بدون بزرگ‌نمایی آن.
  • عمل به تعهد: انجام کاری که قول داده‌اید، در زمانی که گفته‌اید و با کیفیتی که از شما انتظار می‌رود، یا اطلاع دادن به‌موقع اگر نمی‌توانید.
  • تمرکز بر اقدام بعدی: به جای ماندن در توضیح و توجیه، پیدا کردن کاری که الان می‌توان انجام داد تا وضعیت بهتر شود.

این سه جزء به هم وابسته‌اند. کسی که نتیجه را نمی‌پذیرد، دلیلی برای تغییر نمی‌بیند. کسی که اشتباه را می‌پذیرد ولی کاری برای جبران نمی‌کند، در عمل از احساس گناه به بی‌عملی رسیده است.

مسئولیت‌پذیری با چه چیزهایی اشتباه گرفته می‌شود

بخش زیادی از مقاومت در برابر مسئولیت‌پذیری از برداشت نادرست می‌آید. بسیاری تصور می‌کنند مسئولیت‌پذیر بودن یعنی خود را سرزنش کنند یا همه بار را به دوش بکشند. جدول زیر این مفاهیم نزدیک را از هم جدا می‌کند:

مفهومتمرکز اصلیجمله نمونه در ذهننتیجه معمول
مسئولیت‌پذیریسهم من و اقدام بعدی«این بخش کار من بود. حالا این کار را انجام می‌دهم تا جبران شود.»اصلاح رفتار و حفظ اعتماد
سرزنش خودبد بودن من«من آدم بی‌عرضه‌ای هستم.»کاهش انرژی، اجتناب و پنهان‌کاری
بهانه‌تراشیعوامل بیرونی«اگر فلانی کارش را درست انجام داده بود، این‌طور نمی‌شد.»تکرار همان الگو
کمال‌گراییبی‌نقص بودن«هر اشتباهی یعنی شکست کامل.»تعلل، فرسودگی و ترس از شروع
مسئولیت‌پذیری افراطیکنترل همه‌چیز«اگر دیگران ناراحت‌اند، حتماً تقصیر من است.»خستگی و مرزهای نامشخص با دیگران

نکته کلیدی این جدول آن است که مسئولیت‌پذیری درباره رفتار است، نه درباره ارزش شخص. وقتی می‌گویید «این کار را درست انجام ندادم»، راه اصلاح باز می‌ماند. وقتی می‌گویید «من آدم بدی هستم»، ذهن برای محافظت از خود معمولاً به انکار یا فرار پناه می‌برد.

تفاوت احساس گناه و شرم

پژوهش‌های جون تنگنی (June Tangney) و همکارانش درباره هیجان‌های اخلاقی، میان احساس گناه و شرم تمایز روشنی می‌گذارند. احساس گناه بر یک رفتار مشخص متمرکز است («کار بدی کردم») و شرم بر کل خود («آدم بدی هستم»).

یافته‌های این پژوهش‌ها به‌طور کلی نشان می‌دهد که احساس گناه بیشتر با عذرخواهی و جبران همراه است و شرم بیشتر به پنهان‌کاری، انکار یا حمله به دیگران می‌انجامد. پس پذیرفتن اشتباه وقتی سازنده است که به رفتار گره بخورد، نه به هویت.

روان‌شناسی چه می‌گوید: مفاهیم پشتوانه مسئولیت‌پذیری

مسئولیت‌پذیری شخصی یک اصطلاح علمی با تعریف استاندارد نیست، اما چند مفهوم شناخته‌شده در روان‌شناسی به آن نزدیک‌اند و فهم آن‌ها کمک می‌کند این مهارت را دقیق‌تر ببینیم.

منبع کنترل (Locus of Control)

جولیان راتر (Julian Rotter) در دهه ۱۹۶۰ مفهوم منبع کنترل را مطرح کرد. افرادی که منبع کنترل درونی دارند، باور دارند نتیجه‌ها بیشتر به رفتار و تلاش خودشان وابسته است. افرادی که منبع کنترل بیرونی دارند، نتیجه‌ها را بیشتر به شانس، سرنوشت یا افراد قدرتمند نسبت می‌دهند.

این یک طیف است، نه دو دسته جدا، و هر کس ممکن است در حوزه‌های مختلف زندگی جای متفاوتی روی آن داشته باشد. پژوهش‌های بسیاری منبع کنترل درونی را با پیگیری بیشتر اهداف و رفتارهای سلامت‌محور مرتبط دانسته‌اند.

این رابطه‌ها همبستگی‌اند و شدتشان در پژوهش‌های مختلف فرق می‌کند. باور افراطی به اینکه همه‌چیز در کنترل من است هم واقع‌بینانه نیست و به سرزنش بی‌جای خود می‌انجامد.

درماندگی آموخته‌شده

مارتین سلیگمن (Martin Seligman) و استیون مایر (Steven Maier) در آزمایش‌های اواخر دهه ۱۹۶۰ نشان دادند که وقتی موجود زنده بارها تجربه کند رفتارش هیچ اثری بر نتیجه ندارد، حتی در موقعیتی که راه فرار وجود دارد، تلاشی نمی‌کند. این پدیده «درماندگی آموخته‌شده» نام گرفت.

مایر و سلیگمن بعدها با توجه به یافته‌های عصب‌شناختی تفسیر اولیه را بازنگری کردند: به نظر آن‌ها بی‌عملی در برابر شرایط ناگوار پاسخ پیش‌فرض است و آنچه آموخته می‌شود، بیشتر احساس کنترل است. پیام عملی روشن است: تجربه‌های کوچک و مکرر «کار من اثر داشت» احساس کنترل را تقویت می‌کند.

سوگیری خودخدمت‌گر

یکی از شناخته‌شده‌ترین یافته‌های روان‌شناسی اجتماعی این است که بیشتر افراد موفقیت‌های خود را به توانایی و تلاش خود نسبت می‌دهند و شکست‌ها را به عوامل بیرونی. این گرایش «سوگیری خودخدمت‌گر» نام دارد.

در مقابل، وقتی دیگران اشتباه می‌کنند، بیشتر تمایل داریم رفتارشان را به ویژگی‌های شخصیتی‌شان نسبت دهیم و نقش شرایط را کمتر ببینیم. این گرایش دوم «خطای بنیادین اسناد» نام دارد.

دانستن این دو سوگیری کمک می‌کند وقتی ذهن سریع دنبال مقصر بیرونی می‌گردد، مکث کنید و سهم خود را هم بررسی کنید. تمرین ساده آن این است که در شکست خودتان دست‌کم یک سهم شخصی پیدا کنید و در اشتباه دیگران دست‌کم یک علت موقعیتی.

وجدان‌مندی در الگوی پنج عاملی شخصیت

در الگوی پنج عاملی شخصیت، یکی از عامل‌ها «وجدان‌مندی» (Conscientiousness) است که ویژگی‌هایی مثل نظم، قابل‌اعتماد بودن، پایبندی به وظیفه و خویشتن‌داری را در بر می‌گیرد.

مرور گسترده برنت رابرتس (Brent Roberts) و همکارانش در سال ۲۰۰۷ نشان داد که وجدان‌مندی با موفقیت شغلی، سلامت و طول عمر رابطه دارد و اندازه این رابطه در برخی موارد با اثر عوامل اقتصادی و اجتماعی قابل مقایسه است.

پژوهش‌های طولی هم نشان داده‌اند که وجدان‌مندی در بیشتر افراد با افزایش سن و پذیرفتن نقش‌هایی مثل شغل و خانواده به‌تدریج بالا می‌رود، هرچند میزان این تغییر در افراد یکسان نیست.

مهربانی با خود و انگیزه اصلاح

بسیاری تصور می‌کنند برای جدی گرفتن اشتباه، باید با خود سخت‌گیر بود. پژوهش جولیانا براینز (Juliana Breines) و سرنا چن (Serena Chen) در سال ۲۰۱۲ نتیجه دیگری نشان داد.

در آزمایش‌های آن‌ها، شرکت‌کنندگانی که بعد از یادآوری یک اشتباه یا شکست به نگاه مهربانانه به خود (Self-compassion) تشویق شده بودند، انگیزه بیشتری برای جبران اشتباه و تلاش برای بهتر شدن نشان دادند.

این یک پژوهش مشخص با نمونه‌های دانشجویی است و نباید آن را قانون کلی دانست. با این حال با تمایز گناه و شرم هم‌خوانی دارد: نگاه منصفانه به خود، راه اصلاح را باز نگه می‌دارد.

مفهوممطرح‌کننده یا پژوهش شاخصارتباط با مسئولیت‌پذیریاحتیاط در برداشت
منبع کنترلجولیان راتر، دهه ۱۹۶۰باور به اثر رفتار خود بر نتیجه‌هاطیفی است و کنترل کامل واقع‌بینانه نیست
درماندگی آموخته‌شدهسلیگمن و مایر، اواخر دهه ۱۹۶۰توضیح اینکه چرا گاهی تلاش نمی‌کنیمتفسیر اولیه آن بعدها توسط خود پژوهشگران بازنگری شد
سوگیری خودخدمت‌گرپژوهش‌های روان‌شناسی اجتماعی درباره اسنادگرایش به نسبت دادن شکست به بیرونشدت آن در فرهنگ‌ها و افراد مختلف متفاوت است
وجدان‌مندیالگوی پنج عاملی؛ مرور رابرتس و همکاران ۲۰۰۷قابل‌اعتماد بودن و پایبندی به وظیفهرابطه‌ها همبستگی‌اند، نه اثبات علت
گناه در برابر شرمجون تنگنی و همکارانتمرکز بر رفتار به جای هویتمرز این دو هیجان در تجربه واقعی همیشه روشن نیست
مهربانی با خودبراینز و چن، ۲۰۱۲افزایش انگیزه جبران پس از اشتباهنمونه‌ها محدود بوده و تعمیم آن نیاز به احتیاط دارد

دایره نفوذ و دایره نگرانی

استیون کاوی (Stephen Covey) در کتاب «هفت عادت مردمان مؤثر» که در سال ۱۹۸۹ منتشر شد، نخستین عادت را «فعال بودن» (Be Proactive) نامید و برای توضیح آن از دو دایره استفاده کرد.

«دایره نگرانی» همه چیزهایی است که ذهن ما را مشغول می‌کند، از وضع اقتصاد تا رفتار همکاران. «دایره نفوذ» بخشی از آن است که واقعاً می‌توانیم روی آن اثر بگذاریم. این یک چارچوب کاربردی است، نه یافته پژوهشی، اما برای تمرین ابزار ساده‌ای است.

فرض کنید پروژه‌ای در محل کار به دلیل تأخیر یک همکار عقب افتاده است. رفتار همکار در دایره نگرانی شماست. اما چند کار در دایره نفوذ شماست:

  • زودتر به مدیر اطلاع بدهید.
  • بخش مربوط به خودتان را کامل کنید.
  • برای کار باقی‌مانده برنامه جایگزین پیشنهاد دهید.
  • در پروژه بعدی زمان‌بندی مرحله‌ای بگذارید.

مسئولیت‌پذیری یعنی بیشتر وقت و انرژی خود را به دایره دوم بدهید، بدون اینکه دایره اول را انکار کنید.

نشانه‌های مسئولیت‌پذیری پایین و بالا در رفتار روزمره

مسئولیت‌پذیری بیشتر در موقعیت‌های کوچک و تکراری دیده می‌شود تا در موقعیت‌های بزرگ.

نشانه‌های رایج مسئولیت‌پذیری پایین:

  • استفاده مکرر از جمله‌هایی مثل «وقت نشد»، «یادم رفت» یا «تقصیر من نبود» بدون هیچ برنامه‌ای برای دفعه بعد
  • قول دادن‌های سریع و فراوان که بخش زیادی از آن‌ها عملی نمی‌شود
  • سکوت یا ناپدید شدن وقتی کاری عقب افتاده است، به جای اطلاع دادن به‌موقع
  • منتظر ماندن برای انگیزه، حال خوب یا شرایط ایدئال پیش از شروع کار

نشانه‌های رایج مسئولیت‌پذیری بالا:

  • قول دادن کمتر و دقیق‌تر، همراه با عمل به بیشتر قول‌ها
  • خبر دادن زودهنگام درباره مشکل، پیش از آنکه دیگران متوجه شوند
  • عذرخواهی کوتاه و مشخص، همراه با پیشنهاد جبران
  • انجام کارهای ضروری حتی در روزهایی که حوصله آن را ندارد
  • جدا کردن آنچه در کنترل خودش است از آنچه نیست و تمرکز بر اولی

چرا مسئولیت‌پذیری شخصی مهم است

  • اعتماد: وقتی دیگران بدانند به قولتان عمل می‌کنید یا اگر نتوانید به‌موقع خبر می‌دهید، همکاری با شما آسان‌تر می‌شود و کارهای مهم‌تری به شما سپرده می‌شود.
  • یادگیری: تا وقتی علت همه شکست‌ها بیرون از ما باشد، چیزی برای تغییر در خود نمی‌بینیم. کسی که بعد از رد شدن در مصاحبه می‌پذیرد درباره شرکت کم تحقیق کرده بود، برای دفعه بعد مسیر روشنی دارد.
  • احساس اختیار: احساس اثرگذاری بر زندگی با تلاش و پیگیری بیشتر همراه است. مسئولیت‌پذیری در این معنا بازپس گرفتن بخشی از اختیاری است که با بهانه‌ها به شرایط سپرده بودیم.

مسئولیت‌پذیری و انضباط شخصی

مسئولیت‌پذیری و انضباط شخصی دو روی یک سکه‌اند. مسئولیت‌پذیری می‌گوید «این کار با من است» و انضباط می‌گوید «پس انجامش می‌دهم، حتی اگر امروز انگیزه ندارم».

بدون مسئولیت‌پذیری، انضباط دلیلی برای شروع ندارد و بدون انضباط، مسئولیت‌پذیری در حد حرف و نیت می‌ماند.

بیشتر شکست‌های مسئولیت‌پذیری در لحظه‌هایی رخ می‌دهد که کار ناخوشایند است، مثل تماسی سخت یا گزارشی عقب‌افتاده. در این لحظه‌ها انتظار انگیزه راه‌گشا نیست. آنچه کمک می‌کند، از پیش تصمیم گرفتن، کوچک کردن قدم اول و سازوکارهای پاسخ‌گویی است.

چطور مسئولیت‌پذیری شخصی را تمرین کنیم

مسئولیت‌پذیری یک مهارت است و با تمرین تقویت می‌شود. گام‌های زیر از آگاهی شروع می‌شوند و به عادت روزانه می‌رسند.

  1. زبان خود را بررسی کنید. یک هفته جمله‌هایی را که درباره کارهای انجام‌نشده می‌گویید، مثل «مجبور شدم» یا «نمی‌شد»، یادداشت کنید و ببینید چند مورد واقعاً خارج از کنترل شما بوده است. تبدیل «وقت نداشتم» به «آن را در اولویت قرار ندادم» گاهی دقیق‌تر است و انتخاب را به شما برمی‌گرداند.
  2. بعد از هر نتیجه ناخوشایند، سهم خود را جدا کنید. روی کاغذ دو ستون بکشید: در یکی عوامل بیرونی و در دیگری کارهایی که انجام دادید یا ندادید. هدف سرزنش نیست، بلکه پیدا کردن یکی دو رفتار مشخص است که دفعه بعد می‌توان تغییر داد.
  3. کمتر و دقیق‌تر قول بدهید. پیش از پذیرفتن هر درخواست، زمان و انرژی موجود را بسنجید. گفتن «این هفته نمی‌توانم، ولی هفته بعد می‌توانم» از قول دادن و انجام ندادن مسئولانه‌تر است. در فرهنگ ما «چشم» و «حتماً» گاهی از سر تعارف گفته می‌شود و طرف مقابل آن را قول جدی می‌شنود. قاعده ساده: قولی که «چه کاری» و «تا کی» ندارد، هنوز قول نیست؛ یا دقیقش کنید یا مؤدبانه نپذیرید.
  4. تعهدها را بیرون از ذهن ثبت کنید. هر قولی که می‌دهید، از ارسال یک فایل تا تماس با یک دوست، را همان لحظه در یک فهرست یا تقویم ثبت کنید و کنارش بنویسید کی انجامش می‌دهید. در پژوهش ماسیکامپو و باومایستر (۲۰۱۱)، نوشتن برنامه مشخص برای یک کار ناتمام، فکرهای مزاحم درباره آن را به‌طور چشمگیری کم کرد. بخش زیادی از «یادم رفت»ها هم نتیجه اتکا به حافظه است، نه بی‌اهمیت بودن کار.
  5. برای کارهای مهم نقشه «اگر... آنگاه» بنویسید. پیتر گلویتزر (Peter Gollwitzer) این نوع برنامه‌ریزی را «نیت اجرایی» (Implementation Intention) نامیده است و فراتحلیل‌ها نشان داده‌اند که مشخص کردن زمان، مکان و شیوه انجام کار، احتمال عمل کردن به هدف را افزایش می‌دهد. نمونه: «اگر ساعت ۹ صبح به دفتر رسیدم، پیش از باز کردن پیام‌ها، گزارش را شروع می‌کنم.»
  6. خبر بد را زود بدهید. اگر متوجه شدید کاری به‌موقع انجام نمی‌شود، همان لحظه به فرد مربوط اطلاع دهید و یک زمان واقعی جدید پیشنهاد کنید. برای تعیین این زمان، به مدت واقعی کارهای مشابه قبلی نگاه کنید، نه به بهترین حالت. در پژوهش بولر، گریفین و راس (۱۹۹۴)، دانشجویان زمان تکمیل پایان‌نامه را به‌طور میانگین ۳۳٫۹ روز پیش‌بینی کردند، اما ۵۵٫۵ روز طول کشید.
  7. عذرخواهی را کامل انجام دهید. یک عذرخواهی مسئولانه سه بخش دارد: نام بردن مشخص از اشتباه، پذیرفتن اثر آن بر دیگری و پیشنهاد جبران یا تغییر. در پژوهش لویکی و همکارانش (۲۰۱۶) روی شش جزء عذرخواهی، پذیرفتن مسئولیت و پیشنهاد جبران مهم‌ترین اجزا بودند و درخواست بخشش کم‌اهمیت‌ترین. از افزودن «ولی» و توضیح طولانی درباره دلایل هم خودداری کنید، چون پیام عذرخواهی را کم‌رنگ می‌کند.
  8. یک سازوکار پاسخ‌گویی بسازید. گزارش دادن منظم به یک دوست، همکار یا گروه درباره پیشرفت کار، فشار اجتماعی ملایمی ایجاد می‌کند که به عمل کمک می‌کند؛ مثلاً یک پیام کوتاه در پایان هر هفته درباره کارهای انجام‌شده.
  9. مرور هفتگی داشته باشید. در پایان هفته ده تا پانزده دقیقه بررسی کنید به کدام تعهدها عمل کرده‌اید، کدام‌ها ماند و چرا. هدف پیدا کردن الگوهاست، مثل اینکه قول‌های داده‌شده در جلسه‌ها کمتر عملی می‌شوند.
  10. با اشتباه منصفانه برخورد کنید. وقتی شکست خوردید، با خودتان همان‌طور حرف بزنید که با یک دوست قابل‌احترام حرف می‌زنید: اشتباه را روشن نام ببرید، بپذیرید که انسان‌ها اشتباه می‌کنند و بلافاصله سراغ قدم بعدی بروید.

برنامه عملی چهار هفته‌ای

گام‌های بالا را می‌توانید در قالب برنامه پیشنهادی زیر بچینید و آن را با شرایط خود تطبیق دهید.

هفتهتمرکزتمرین روزانهنشانه پیشرفت
هفته اولآگاهی از زبان و بهانه‌هایادداشت جمله‌های توجیهی و بازنویسی آن‌ها با زبان انتخابشناختن دو یا سه بهانه تکراری خود
هفته دوممدیریت تعهدهاثبت همه قول‌ها در یک فهرست و بررسی آن در پایان روزکمتر شدن کارهای فراموش‌شده
هفته سومعمل بدون انتظار انگیزهنوشتن یک نیت اجرایی برای مهم‌ترین کار روزشروع کارهای ناخوشایند در زمان تعیین‌شده
هفته چهارمپاسخ‌گویی و مرورگزارش کوتاه به یک نفر و انجام مرور هفتگیشناختن الگوهای شکست و یک تغییر مشخص برای ماه بعد

مرزهای مسئولیت‌پذیری

مسئولیت‌پذیری وقتی سالم است که مرز داشته باشد. پذیرفتن مسئولیت احساسات، انتخاب‌ها و اشتباه‌های دیگران مسئولیت‌پذیری نیست و معمولاً به خستگی، رنجش و روابط نامتعادل می‌انجامد. شما می‌توانید با رفتارتان بر دیگران اثر بگذارید، اما نمی‌توانید به جای آن‌ها انتخاب کنید.

همه افراد هم با امکانات یکسان شروع نمی‌کنند. فقر، بیماری، تبعیض یا مسئولیت‌های مراقبتی سنگین دامنه انتخاب را واقعاً محدود می‌کنند و جمله «هر کس مقصر وضع خودش است» ساده‌سازی نادرست است.

مسئولیت‌پذیری در این شرایط یعنی استفاده از همان دامنه محدود انتخاب، نه انکار محدودیت‌ها. به همین دلیل، این مفهوم برای ارزیابی خود کاربرد بیشتری دارد تا برای قضاوت درباره دیگران.

اگر سرزنش خود، احساس گناه دائمی یا ناتوانی در انجام کارهای روزمره برای مدت طولانی ادامه دارد، این وضعیت می‌تواند با افسردگی یا اضطراب مرتبط باشد و بهتر است با یک متخصص سلامت روان مشورت کنید. در چنین حالتی مشکل کمبود مسئولیت‌پذیری نیست و فشار بیشتر به خود کمکی نمی‌کند.

سوالات متداول

آیا مسئولیت‌پذیری ذاتی است یا یاد گرفتنی؟

ویژگی‌های شخصیتی نزدیک به مسئولیت‌پذیری، مثل وجدان‌مندی، تا حدی ارثی‌اند، اما پژوهش‌های طولی نشان می‌دهند در طول زندگی تغییر می‌کنند و در بیشتر افراد با افزایش سن بالا می‌روند. بخش زیادی از مسئولیت‌پذیری هم به مهارت‌هایی مثل ثبت تعهدها، برنامه‌ریزی و عذرخواهی درست برمی‌گردد که قابل آموزش‌اند.

فرق مسئولیت‌پذیری با سرزنش کردن خود چیست؟

مسئولیت‌پذیری بر رفتار و اقدام بعدی تمرکز دارد و سرزنش خود بر ارزش شخص. جمله «این گزارش را دیر فرستادم و از این به بعد یک روز زودتر شروع می‌کنم» مسئولیت‌پذیری است. جمله «من هیچ‌وقت هیچ کاری را درست انجام نمی‌دهم» سرزنش خود است و معمولاً به اجتناب و ناامیدی می‌انجامد.

چطور بدون انگیزه به تعهدهایم عمل کنم؟

انگیزه معمولاً بعد از شروع کار می‌آید، نه پیش از آن. تصمیم را از قبل بگیرید، زمان و مکان انجام کار را مشخص کنید، قدم اول را آن‌قدر کوچک کنید که شروعش سخت نباشد و یک نفر را در جریان پیشرفت کار قرار دهید. این سازوکارها وابستگی شما به حال لحظه‌ای را کم می‌کنند.

اگر دیگران هم در یک شکست مقصر باشند، باز هم باید مسئولیت را بپذیرم؟

شما مسئول سهم خودتان هستید، نه سهم دیگران، و پذیرفتن سهم خود به معنی تبرئه دیگران نیست. می‌توانید هم بگویید کدام بخش کار با شما بوده و چه چیزی را تغییر می‌دهید، و هم درباره سهم دیگران گفت‌وگو کنید. وقتی یک نفر سهم خود را صادقانه می‌پذیرد، دیگران هم معمولاً راحت‌تر سهمشان را می‌پذیرند.

در کار گروهی، شیوه «بررسی بدون سرزنش» کمک می‌کند. راهنمای مهندسی قابلیت اطمینان گوگل توصیه می‌کند بررسی پس از خطا روی علت‌های مؤثر تمرکز کند، بی‌آنکه فرد یا تیمی متهم شود. پرسش اصلی این است که چه چیزی تغییر کند، نه اینکه تقصیر کیست.

چطور مسئولیت‌پذیری را در کودکان تقویت کنیم؟

سپردن وظایف متناسب با سن و اجازه دادن به کودک برای تجربه پیامدهای طبیعی و بی‌خطر انتخاب‌هایش از روش‌های رایج است. الگو بودن والدین در عذرخواهی و عمل به قول هم اثر مهمی دارد. برای مسائل رفتاری جدی‌تر، مشورت با متخصص کودک توصیه می‌شود.

جمع‌بندی

مسئولیت‌پذیری شخصی یعنی پذیرفتن سهم خود در نتیجه‌ها، عمل به تعهدها و تمرکز بر اقدامی که هنوز از دستتان برمی‌آید. این مفهوم با سرزنش خود، کمال‌گرایی و پذیرفتن بار همه‌چیز فرق دارد و وقتی سالم است که به رفتار گره بخورد، نه به هویت.

برای تمرین آن، کمتر و دقیق‌تر قول بدهید، تعهدها را با زمان انجامشان ثبت کنید، خبر بد را زود بدهید و هر هفته عملکرد خود را منصفانه مرور کنید. در عین حال، محدودیت‌های واقعی را بپذیرید و مسئولیت انتخاب‌های دیگران را به دوش نگیرید.

ادامه بدهید

مطالب دیگری از نظمیونو

استمرار و پایبندی

چگونه استمرار داشته باشیم؟

استمرار یعنی انجام دادن یک کار مشخص در فاصله‌های منظم، حتی در روزهایی که حوصله، انگیزه یا شرایط ایدئال وجود ندارد. برای رسیدن به آن، به‌جای تکیه بر اراده و هیجان شروع، چند کار مشخص لازم…

۱۶ دقیقه مطالعه
خودکنترلی و اراده

خودکنترلی چیست؟

خودکنترلی توانایی کنار گذاشتن یک میل، تکانه یا واکنش فوری به نفع هدفی است که برای ما ارزش بیشتری دارد. کسی که با وجود خستگی گزارش کاری را تمام می‌کند، در جلسه‌ای پرتنش صدایش را بالا نمی‌برد…

۱۷ دقیقه مطالعه